:درباره وبلاگ

:آرشیو
:طبقه بندی
:پیوندها
:پیوندهای روزانه
:نویسندگان
:آخرین پستها
:ابر برچسبها
آماروبلاگ
خوش آمدید
مارو در بهتر كردن وبلاگ یاری كنید دوستان
نظر دهی فراموش نشه
مقدمه
:نخستین دورة قانونگذاری مشروطه ، پس از بررسی مشکلات بسیار مالی کشور، زمینه های تهیه و تنظیم نظام مالیة جدیدی را فراهم آورد، و در دومین دورة قانونگذاری مجلس ایران و در ۱۲۸۹ هجری شمسی اولین قانون محاسبات عمومی کشور، که در آن به اصول تهیه و تصویب و اجرای بودجة دولت پرداخته شده بود، از تصویب گذشت و در همان سال اولین بودجة کشور نیز تنظیم شد.
علی رغم تلاشهای صنیع الدوله ،با قتل وی، کار تهیه و تنظیم و تصویب بودجه در کشور به حالت تعلیق درآمد و با هرج و مرج داخلی ، تا سالها بعد، امکان تصویب بودجه فراهم نگردید. با ورود میلسپو ، متخصص آمریکایی در علوم سیاسی ، به ایران ، پایان جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ـ ۱۹۱۸) و شروع کار چهارمین دوره قانونگذاری در ایران ، تا ۱۳۲۰ش ، همه ساله بودجة دولت ایران تهیه و در مجلس تصویب می شد، ولی از ۱۳۲۲ شمسی با حضور متفقین در ایران ، مجدداً تهیه و تصویب بودجة کشور تا ۱۳۳۴ شمسی ، به مدت دوازده سال ، به تعویق افتاد. با پایان یافتنِ جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ـ ۱۹۴۵) که به اشغال ایران و شرایط نامساعد اقتصادی انجامیده بود، موضوع برنامه ریزی منظم اقتصاد ایران ـ که در سالهای دهة ۱۳۱۰ش نیز از آن سخن در میان بود ـ به صورت جدی مطرح شد. ازینرو، و به منظور تنظیم «برنامة عمران ملّی »، در ۱۳۲۵ ش هیئت پنجاه نفری برنامه تشکیل شد که بعداً به شورای عالی برنامه تغییر یافت ( رجوع کنید به ابتهاج ، ج ۱، ص ۳۱۲). برنامة پیشنهادی این هیئت ، پس از اصلاحات پیشنهادی بانک بین المللیِ ترمیم و توسعة وقت ، و به منظور اختصاص وام ۲۵۰میلیون دلاری برای اجرای آن ، در ۱۳۲۸ش با عنوان «برنامة اول عمرانی » ایران از تصویب مجلس گذشت.1 در ۱۳۲۷ شمسی نیز سازمان برنامة ایران برای اجرای این برنامه تأسیس شد (سازمان برنامه و بودجه ، همانجا). اما با تحولات سال ۱۳۲۹ شمسی بر اثر ملی شدن صنعت نفت ، و قطع درآمدهای نفتی و کمکهای بانک جهانی ، پیگیری برنامة مزبور تا سال ۱۳۳۴ شمسی متوقف شد. همزمان با تصویب برنامة دوم عمرانی ایران در سال ۱۳۳۴ شمسی ، برنامة هفت سالة دوم ایران با اولویت اتمام طرحهای نیمه تمام برنامة اول در چهار عنوان (کشاورزی ، ارتباطات و مخابرات ، صنایع و معادن ، خدمات و تسهیلات عمومی ) به اجرا گذارده شد و کار تهیه و تنظیم و تصویب بودجه های متعارف گذشته نیز آغاز گردید.
ادامه مطلب...ادامه مطلب
عید
فطر مبارک
ادامه از قسمت قبل
فصل دوم:
مزایا كسب و كار الكترونیكی شامل :
مزایای محسوس
مزایای نا محسوس
معایب كسب و كار الكترونیكی
استراتژی کسب و کار الکترونیکی شامل:
بهبود فرآیندهای تجاری
ارتقای نوآوری
ارتباط بهتر با عرضه کننده و مشتری
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
موز ممنوعه !
در یك قفس پنج میمون قرار دهید.
داخل قفس نردبانی قرار داده و روی آن چند عدد موز بگذارید.
بعد از مدتی، یكی از میمونها از نردبان بالا میرود تا موز را بردارد.
زمانی كه میمون به موز نزدیك شد بر روی تمام میمونها آب سرد بپاشید.
بعد از مدتی، یكی دیگر از میمونها تلاش میكند كه موز را بردارد. باز هم بر روی تمام میمونها آب سرد بپاشید.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی میگذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم". مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگی چنان با سرعت حركت نكنیم كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. این انتخاب خودمان است كه گوش بكنیم یا نكنیم!
بیمار خطاب به دكتر: «من یعنی می تونم از این عمل زنده بیرون بیام؟»
دكتر: «من مطئنم از این عمل زنده بیرون می آیید.»
بیمار: «چطور اینقدر مطمئنید؟»
دكتر: «به طور میانگین 9 نفر از 10 نفر بیماران من زنده از اتاق عمل بیرون نمی آیند. همین دیروز نهمین نفر جونشو داد به شما. پس شما حتما زنده می مونین.»
مقدمه
نویسندگان مختلف، تعاریف متفاوتی از کسب و کار دارند. در واژه نامهی آکسفورد کسب و کار به معنی خرید و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامهی لانگ من کسب و کار به فعالیت پول در آوردن و تجارتی که از آن پول حاصل شود، گفته میشود. به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از حالتی از مشغولیت و به طور عام، شامل فعالیتهایی است که تولید و خرید کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر میگیرد.
امروزه نقش اینترنت در زندگی روزمره انسان ها بسیار پررنگ شده است و همین عامل باعث شده تا سازمان ها برای آنکه خود را با انقلاب ارتباطات الکترونیکی که با توسعه اطلاعات و ارتباطات به وجود آمده است، هماهنگ کرده و بر حول محور افزایش درآمدها و کاهش هزینه ها بگردند، شیوه جدید کسب و کار الکترونیکی را برای کسب درآمد و رقابت با رقبا انتخاب کنند. در یک نگاه کلی می توان گفت کسب و کار الکترونیک عبارتست از کاربردی کردن کلیه سیستمهای اطلاعاتی برای تقویت و کنترل فرآیندهای کسب و کار. امروزه این فرآیندها با استفاده از تکنولوژی های مبتنی بر وب توسعه می یابند. کسب و کار الکترونیکی در یک تعریف ساده واژه ای به معنی انجام کسب و کار با استفاده از ارتباطات راه دور و ابزار های مرتبط است. و تجارت الکترونیک از این دست دارای مفهومی کوچک تر و محدود تر نسبت به کسب و کار الکترونیکی است.
لذا در این نوشتار سعی داریم بیشتر با کسب و کار الکترونیکی آشنا شویم
ادامه مطلب
در اوزاكا، شیرینیسرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینیهای خوشمزهای بود كه میپخت. مشتریهای بسیار ثروتمندی به این مغازه میآمدند، چون قیمت شیرینیها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوشآمد مشتریها به این طرف نمیآمد. مهم نبود كه مشتری چقدر ثروتمند است.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا كریمخان را ملاقات كند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال كشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد كه مرد را به حضورش ببرند.
مرد به حضور خان زند می رسد و كریمخان از او می پرسد: «چه شده است چنین ناله و فریاد می كنی؟»
مرد با درشتی می گوید: «دزد همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم!»
خان می پرسد: «وقتی اموالت به سرقت می رفت تو كجا بودی؟»
مرد می گوید: «من خوابیده بودم!»
خان می گوید: «خوب چرا خوابیدی كه مالت را ببرند؟»
مرد می گوید: «من خوابیده بودم، چون فكر می كردم تو بیداری!»
خان بزرگ زند لحظه ای سكوت می كند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر می گوید: «این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم.»
روزی عارف پیری با مریدانش از كنار قصر پادشاه گذر می كرد. شاه كه در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشكر از او خواست كه نكته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود.
استاد دستش را به داخل كیسه فرو برد و سه عروسك از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: «بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری كن.»
شاهزاده با تمسخر گفت: «من كه دختر نیستم با عروسك بازی كنم!»
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
در سال2005، تیم بسکتبال هاستون راكتس ایالت تگزاس آمریكا به دنبال یك بازیكن بااستعداد برای اضافه كردن به تیمش بود. پس از تحلیل های مقدماتی، فهرستی از بازیكنان تهیه شد. بعضی از آنها موجود نبودند یا اینكه خیلی گران بودند. دیگران هم به نظر نمی آمد مناسب تیم باشند.
با استفاده از تحلیل های تفصیلی، مدیر تیم راكتس بازیكنی به نام شین باتی یر را به عنوان كسی كه تیم به آن نیاز دارد پیشنهاد كرد. كسی از این انتخاب متقاعد نشده بود. بر اساس معیارهای سنتی - امتیاز، گرفتن توپ از حلقه، دفاع و غیره- باتی یر فقط یك یازیكن متوسط بود. اما تحلیل هاستون یك قدم فراتر رفته بود. تحلیل به گونه ای بود كه می شد عملكرد اعضای تیم، وقتی باتی یر در زمین بود، را فهمید. هر وقت باتی یر در زمین بود، صرفنظر از اینكه كجا بازی كند، هم تیمی هایش بهتر بازی می كردند و اعضای تیم حریف بدتر. باتی یر یكی از ستارگان تیم هاستون هنوز در این تیم بازی می كند.
قسمت اخر
4- شناخت نیروی روابط انسانی در خارج از مرزهای توسعه سازمانی
قبل از ادامه بحث، لازم است اذعان كنیم كه تنها دست اندركاران و تئوریسین های توسعه سازمانی نیستند كه به اهمیت روابط پی برده اند. اگرچه، آنچه كه حقیقتا شگفت انگیز است، آوازه تاریخی افرادی خارج از حوزه توسعه سازمانی است كه در موضوع روابط انسانی تاثیرگذار بوده اند. این حقیقت به تنهایی بایستی حمایت هایی را از این اصل كه زندگی سراسر روابط است، فراهم نماید.
مجله تایمز، به لحاظ اهمیت تردید ناپذیر آلبرت انیشتن در تاریخ وی را “ مرد قرن“ نامید. در حقیقت ، نام خانوادگی او مترادف با “ نبوغ“ است. اگرچه كه، طبق اظهار نظر او، تشخیص اهمیت روابط انسانی نیازی به نبوغ ندارد. زمانی او گفت، “ فهمیدن این مطلب كه هر فرد بخاطر سایر افراد است كه به زندگی خویش ادامه می دهد، نیاز به تفكر عمیقی در زندگی روزمره ندارد“ (جودی، 1998).
ادامه مطلب
در یك باشگاه بدنسازی پس از اضافه كردن 5 كیلوگرم به ركورد قبلی ورزشكاری، از او خواستند كه ركورد جدیدی برای خود ثبت كند. اما او موفق به این كار نشد. پس از او خواستند وزنه ای كه 5 كیلوگرم از ركوردش كمتر است را امتحان كند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند كرد.
این مسئله برای ورزشكار جوان و دوستانش امری كاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان ...
این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود چرا كه آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند.
او در مرحله اول از عهده بلند كردن وزنه ای برنیامده بود كه در واقع 5 كیلوگرم از ركوردش كمتر بود و در حركت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود ركوردش به میزان 5 كیلوگرم شده بود.
او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند كرده بود كه خود را قادر به انجام آن می دانست.
ادامه از قسمت قبل
2- رابطه
تعریف وبستر (1975، ص، 975) از "رابطه" این است:
§ حالت یا ویژگی مرتبط بودن یا وابسته به هم بودن: پیوستگی (میان دو چیز را نشان می دهد)
§ قرابت یا همبستگی: حالتی خاص یا نوعی رابطه
§ شرح روابط موجود میان آن چیزهایی كه به یكدیگر مربوطند یا سر و كار دارند (بطور مثال: روابط خوبی با خانواده اش داشتن)
در اینجا منظور از "رابطه" بطور كلی اشاره به روابط بین فردی است، یعنی پیوندی كه بین دو فرد وجود دارد.
"رابطه" یك مفهوم اصلی در اصول نظری و عملی توسعه سازمانی است زیرا یك سازمان شامل گروهی از افراد است كه دارای اهداف مشتركی هستند؛ افرادی كه سازمان را توسط "ارتباط" یا "رابطه" ناشی از همكاری آنها با گروه می سازند. معمولا اهمیت روابط انسانی در تفكر توسعه سازمانی، در واژه ها و عبارات استفاده شده نظیر "تیم"، "همكاری"، "ائتلاف استراتژیك"و "مشاركت" نیز مشهود است و هر یك از آنها تركیب متفاوتی از روابط انسانی را ارائه می دهند.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
فرستنده :
سلیمانی، شباهنگ
مدیر منابع انسانی به متقاضی استخدام: چرا مدیر قبلی تان شما را اخراج كرد؟
متقاضی استخدام: خب شما میدونید كه یك مدیر كسی است كه كنار می ایسته و نگاه میكنه بقیه چطور كار می كنند. درسته؟
مدیر: دقیقا، پس شما چرا اخراج شدید؟
متقاضی استخدام: آخه اون به من حسودیش می شد برای اینكه همه فكر میكردند من مدیرم!
سیاستمدار: كسی است كه می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی كه شما برای این سفر لحظه شماری كنید.
مشاور: كسی است كه ساعت شما را از دستتان باز می كند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
در مهد كودك های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر كی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یك بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
در اکتبر سال 1994 شخصی به نام دكتر آناناس ماكوس كه یك استاد فلسفه و ریاضیات بود به عنوان شهردار بوگوتا پایتخت كلمبیا انتخاب شد. آن گونه كه گفته شده است این شهر به عنوان پایتخت قتل جهان معروف بوده است و مقامات شهر در فساد شهره بوده اند. در واقع اهالی بوگوتا از این همه نابسامانی به جان آمده و به دنبال چاره ای می گشتند كه نهایتا به دكتر ماكوس به عنوان یك ضد سیاستمدار متوسل شدند. اما شنیدنی است كه دكتر ماكوس برای مقابله با ناهنجاری های در شهر بوگوتا از روشهای جالبی استفاده كرد. مثلا در سر چهارراه ها گروه های پانتومیم به كار گماشت كه متشكل از دانشجویان تئاتری بودند كه صورت خود را سفید و سیاه كرده بودند و هر كسی را كه تخلفی می كرد مسخره می كردند. مثلا اگر عابر پیاده ای از چراغ قرمز رد می شد به دنبالش می افتادند و ادایش را در می آوردند و همین باعث شد كه شهروندان از ترس مسخره شدن از تخلف بپرهیزند. با گذشت چند ماه، درصد افراد پیاده ای كه به علائم راهنمایی توجه و مطابق آن ها رفتار می كردند از 26 درصد به 75 درصد رسید.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
چكیده
شناخت روشن "قدرت روابط انسانی" یكی از ویژگی های مشخص "توسعه سازمانی" است. با اقتباس از استعاره مارگارت ویتلی در كتاب "علم جدید"، قدرت سازمانی ناشی از روابط انسانی می تواند با نیروی حاصل از انرژی هسته ای مقایسه شود. اندیشمندان پیشتازی چون ویتلی، دیوید كوپررایدر و ادگار شن، قدرت روابط انسانی را تایید می كنند. تاثیر افكار آنها موجب كارآمد تر شدن سازمانها و نیز بهبود دنیای ما شده است.
استفاده از انرژی روابط انسانی نه تنها برای تقویت عملكرد سازمان، بلكه برای سلامتی و كامیابی زندگی فردی نیز بسیار مهم و حیاتی است.
مقدمه
"طوفان تمام عیار" داستان واقعی قایق ماهیگیری به نام آندرا گایل است، كه در پاییز 1991 طی طوفان بزرگی در آتلانتیك شمالی غرق شد (پترسون، 2000). قطع ارتباط رادیویی با بندر گلوسستر ماساچوست، نشانه پایان زندگی كاپیتان و خدمه آن بود. از این قایق غرق شده، هیچكس نجات پیدا نكرد. نجات آنان غیرممكن بود، زیرا گروه نجات نمی دانست كجا دنبال قایق گمشده بگردد.
"طوفان تمام عیار" ممكن است استعاره كاملی برای بیان روابط انسانی باشد. درست همانگونه كه خدمه آندرا گایل بدون ارتباط رادیویی نتوانستند نجات پیدا كنند، ما انسانها نیز نمی توانیم بدون داشتن روابطی سالم با دیگران، زندگی كاملی داشته باشیم.
شاید با ارزشترین تاثیر توسعه سازمانی در جهان ما، روشن ساختن این نكته برای افراد باشد كه با هم بودن در راههایی تازه و مثبت چقدر دارای اهمیت است. شناخت قدرت روابط انسانی، یكی از ویژگیهای مشخص توسعه سازمانی است.
در این مقاله، قصد دارم نشان دهم كه یكی از كمك های بسیار مهم توسعه سازمانی به دنیای ما، شناخت آن از قدرت روابط انسانی است. در ابتدا، واژه "رابطه" را بطور اختصار تعریف كرده و به اهمیت آن در اصول نظری و عملی توسعه سازمانی می پردازم. پس از آن، شرح می دهم كه به چه دلیل قدرت روابط انسانی، شالوده تفكر توسعه سازمانی نزد اندیشمندانی همچون مارگارت ویتلی و دیوید كوپررایدر و ادگار شن است و چگونه این اصولی كه آنها از آن حمایت كرده اند و مربوط به روابط انسانی نیز هست، این قدر خوب در خارج از مرزهای توسعه سازمانی بكار رفته است. سپس، از افرادی كه در خارج از توسعه سازمانی دارای سابقه درخشان در روابط انسانی هستند، قدردانی میكنم. قبل از نتیجه گیری، از استعاره مارگارت ویتلی در كتاب "علم جدید" (1999)، برای مقایسه قدرت روابط انسانی در برابر نیروی حاصل از انرژی هسته ای استفاده می كنم و با ذكربرخی از نتایجی كه اهمیت روابط انسانی در اصول نظری و عملی توسعه سازمانی و نیز زندگی افراد این مجموعه را نشان می دهد، نوشته را به پایان می برم. در ابتدا با تعریف و شرح مختصری در مورد واژه "رابطه" آغاز می كنم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
فرستنده لطیفه:
نوری شمس آباد، محمود
یك مرد پس از 2 سال خدمت پی برد كه ترفیع نمی گیرد، انتقال نمی یابد، حقوقش افزایش نمی یابد، تشویق نمی شود. بنابراین او تصمیم گرفت كه پیش مدیر منابع انسانی برود. مدیر با لبخند او را دعوت به نشستن و شنیدن یك نصیحت كرد: «از تو به خاطر 1 یا 2 روز كاری كه تو واقعاً انجام می دهی، تقدیر نمی شود.»
مرد از شنیدن آن جمله شگفت زده شد اما مدیر شروع به توضیح نمود.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب



